سمانه پاکدل و سحر قریشی, دوستانی که مانند خواهر هستند

سمانه پاکدل و سحر قریشی, دوستانی که مانند خواهر هستند

معمولا نمی شود افراد زیادی را پیدا کرد که سال ها دوستی شان دوام داشته باشد یا حتی این دوستی فراتر از یک دوستی ساده پیش رفته باشد! ولی هستند در این بین هنرمندان جوانی که تقریبا کارشان را همزمان با هم شروع کردند، با هم به شهرت رسیدند و با هم دوست شدند و این دوستی شان فراتر از یک دوستی ساده شد.
سمانه پاکدل و سحر قریشی, دوستانی که مانند خواهر هستند3

سمانه پاکدل و سحر قریشی که اتفاقا هم سن و سال هم هستند، درک متقابل خوبی از هم دارند و به گفته خودشان آنقدر به یکدیگر نزدیک هستند که با نگاه هایشان با هم صحبت می کنند!

به یاد بیاورید سریال «دلنوازان» را که یکی از پربیننده ترین سریال های تلویزیونی بعد از انقلاب بوده است که چهره های جوان و مستعد زیادی را به عرصه هنر معرفی کرد، ولی این روزها که سال ها از آن سریال سپری می شود، دیگر کمتر سریالی را دیده ایم که از سوی مردم به آن شکل استقبال شود!

در واقع این روزها شاهد هجوم مخاطبان به سمت سریال های ماهواره ای هستیم و بخشی از مصاحبه ما با سحر قریشی و سمانه پاکدل به واکاوی برخی از دلایل استقبال مردم از ماهواره و عدم استقبال از سریال های داخلی اختصاص دارد. همچنین با آنها از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی شان گفتیم تا خاطرات «دلنوازان» و از زندگی روزمره شان تا دوستی قدرتمند شان…

سمانه پاکدل و سحر قریشی, دوستانی که مانند خواهر هستند1

 

از دلنوازان تا امروز با دلخوری!

پاکدل: روزی که برای سریال «دلنوازان» رفته بودیم، هم من و هم سحر، قبلا کارهای کوتاهی بازی کرده بودیم. سحر فیلم «لج و لجبازی» را داشت و من هم یک نقش در یکی از کارهای آقای سیروس مقدم داشتم ولی نقطه عطف بازیگری هر دو نفرمان «دلنوازان» بود.

رابطه من و سحر حین ساخت سریال « دلنوازان» شکل گرفت، نه بعد از سریال هر روز با هم درد و دل می کردیم. سرویس هایمان یکی بود و … اگر من و سحر فکر و درکی که امروز داریم را آن زمان داشتیم، شرایط به کلی تغییر می کرد. روزی که ما برای این سریال انتخاب شده بودیم فقط ۲۰ سال مان بود و هیچ درکی از شهرت و بازیگری نداشتیم. با این حال شرایط آن طور که باید پیش می رفت، پیش نرفت و اتفاقی که باید بعد از آن سریال برای مان می افتاد، نیفتاد.

در کل اگر بخواهم جمع بندی کنم من از شرایط امروز اصلا راضی نیستم. این که می گویند در سینما و تلویزیون باندبازی و مافیا وجود ندارد را من قبول ندارم چرا که هستند افرادی که پشت سر هم فیلم بازی می کنند و حمایت می شوند و حتی در نقش هایی ظاهر می شوند که حتی به سن و سال آنها نمی خورد ولی در همین بین بازیگرانی که چه به لحاظ سنی چه به لحاظ حرفه ای، مناسب آن نقش ها هستند، چون حمایتی برای آنها وجود ندارد، بیکار می مانند. در کل از ما هیچ حمایتی صورت نگرفت و حتی ما را از بازی در نقش های مشابه «دلنوازان» منع می کردند و می گفتند به تکرار نیفتید! بعد از آن هم که دیگر حمایتی در کار نبود.

قریشی: چند وقت پیش مصاحبه ای انجام داده بودم که فیدبک های مثبت و منفی زیادی دریافت کردم. من در آن مصاحبه گفتم چرا باب شده که امروزه همه در حال تماشای سریال های ترکیه ای هستند. آنقدری که بالی خان را می شناسند، ستاره های وطنی را نمی شناسند! آقای سهیلی زاده که آن زمان به ستاره سازی معروف بود دیگر نمی تواند این کار را بکند! آنقدر که بازیگران سریال های ترکیه ای بین مردم شناخته شده اند، بازیگران خودمان طرفدار ندارند و آن هم دو علت دارد؛ اول اینکه فیلمنامه های ما مدام تکرار و تکرار است و مسئله دوم و مهمترین مسئله، ممیزی های بیش از حدی است که روز به روز بیشتر می شوند.

 

امروز عصر اینترنت و ارتباطات است و جوان دهه ۷۰ و نوجوان ۸۰ با دهه ۶۰ تفکرات کاملا متفاوتی دارند. من در این جامعه زندگی می کنم و بازیگر همین کشور هستم ولی چرا باید آنقدر به من فشار بیکاری و بی پولی بیاید؟ مگر من از همین تلویزیون مطرح نشده ام؟ پس چرا باید این همه سال در سریال ها بازی نکنم بدون این که حتی دلیلش را هم بدانم!

من تا عمر دارم خودم را مدیون تلویزیون می دانم چون مرا با نقش «یلدا» در سریال «دلنوازان» می شناسند. هر چند که امروز دیگر کاری در تلویزیون برای من نیست! ما برای حضورمان در این عرصه زحمت کشیدیم. یادم می آید که به من تلفن شد که فلان جا تست بازیگری می گیرند، من هم رفتم و قبول شدم، بدون هیچ پیش زمینه ای… آموخته هایم را در این سال ها کسب کردم. ما از سینما و تلویزیون پول در می آوریم و بیرون خرج می کنیم نه مثل دوستان دیگر که پولی که بیرون از سینما به دست آورده اند را در سینما خرج می کنند تا نقشی داشته باشند. اگر قرار است محدودیتی وجود داشته باشد از هر نظر، این محدودیت باید برای همه وجود داشته باشد.

در کل باید بگویم که بچه های «دلنوازان» حق شان را نگرفتند. اگر دقت کنید بچه های این سریال نسبت به بازیگران تازه کار سریال های دیگر خیلی پیشرفت داشتند ولی چرا نباید دیگر در تلویزیون کار داشته باشیم؟ چرا من نباید در یک سریال نود شبی بازی داشته باشم؟ بارها و بارها از طرف خود سازمان به خاطر بازی در سریال «دلنوازان» از من تقدیر شد، نه تنها من، از همه بچه های سریال ولی سرنوشت ما در تلویزیون چه شد؟!

سمانه پاکدل و سحر قریشی, دوستانی که مانند خواهر هستند

 

وقتی محدودیت ها یکسان نیست!

قریشی: متاسفانه باید این را اعتراف کنیم که محدودیت های در این وادی اصلا یکسان نیست و برای هر کسی یکجور اعمال می شود! من این را قبول دارم که باید به تمام قوانین کشورم و صدا و سیما و سینما احترام بگذارم و هرگز هم از این قوانین تخطی نکردم. آنقدر برای مان محدودیت ایجاد شده است که از ترس این که مبادا کسی از ما عکسی بگیرد، حتی در میهمانی های خانوادگی هم شرکت نمی کنیم ولی با این حال سازمان یا ارشاد هیچ حمایتی از ما ندارند اما در عین حال می بینم کسانی را که هر کاری می خواهند می کنند، عکس های آنها دائم در اینترنت پخش می شود ولی کسی محدودیتی برای آنها ایجاد نمی کند و مدام در حال کار کردن هستند!

برای من اتفاق افتاده که چند ماه بیکار بودم و هیچ کس در طول این مدت بیکاری سراغی از من نمی گرفت ولی به محض اینکه یک حاشیه ایجاد می شود، همه برای تذکر و محدود کردن حمله ور می شوند!

 

پاکدل: دقیقا همینطور است. زمانی که ما با «دلنوازان» شروع کردیم اصلا تجربه نداشتیم و نمی دانستیم مثلا برای مصاحبه با یک مجله چطور باید عکس بگیریم و چه بکنیم! در همان سریعا برای یک عکس به ما تذکر دادند و ما را احضار کردند و حالا هم این موضوع ادامه دارد و برای یک عکس در اینستاگرام سریعا به ما زنگ می زنند که عکس را بردارید و ما برای جوابگویی احضار می شویم! پس چرا وقتی که بیکار هستیم کسی به ما زنگ نمی زند؟ حرف من این است که چرا تلویزیونی که مثل خانه ما می ماند. ما را بلاتکلیف نگه داشته است؟ اگر ما را نمی خواهد یا الان دیگر ما را قبول ندارد بگوید تا ما برای زندگی مان برنامه ریزی داشته باشیم.

چرا مردم ماهواره نگاه می کنند؟

پاکدل: عرصه فیلم و هنر در همه دنیا به صنعت تبدیل شده است، صنعت تبدیل شده است؛ صنعتی که پولساز است ولی ما تنها کشوری هستیم که مدام می گوییم هنر فقیر است. بازیگران مطرح خودمان را با بازیگران مطرح آن سوی دنیا مقایسه کنید ولی خیلی از بازیگران و سوپراستارهای ما مستاجر هستند!

چند وقت پیش برای جشن رمضان دعوت شده بودم و با ماشین خودم که یک ۲۰۶ است رفته بودم. باید تعجب مردم را می دید که ماشینش ۲۰۶ است؟ از فردا کامنت هایی بود که در این باره برایم می گذاشتند. حالا شما تصور کنید که من با یک ماشین گرانقیمت و مدل بالا رفته بودم باز هم کامنت هایی بود که برایم می گذاشتند که این پول را از جا آورده است؟

منظورم این است که ما بازیگرها با خیلی مسائل کنار می آییم. خیلی مسائل در زندگی روزمره ما اتفاق می افتد که مدام خودمان را پرورش می دهیم که از کنار این مسائل نرم عبور کنیم. من هر روز و هر لحظه توکلم بر خداست و مدام «خدایا از خودت می خواهم» ورد زبانم است. بارها شده که به من برای نقشی زنگ زدند، فیلمنامه برای خواندن داده شده، همه چیز نهایی شد و روز امضای قرارداد همه چیز به هم خورد بدون این که به من توضیح بدهند! بعد می بینم که نقش به شخص دیگری داده شده که اصلا بازیگر نیست!

 

قریشی: این دوستانی که همیشه لطف می کنند زیر عکس ها و پست های من و دیگر دوستان و همکاران کامنت های زشت و رکیک می گذارند یک بار بیایند بگویند که چرا سریال های ماهواره ای را نگاه می کنند؟

همان دوستانی که مدام در حال نظر دادن در مورد هر کاری که ما انجام می دهیم، هستند. این یک طرف ماجراست، از طرف دیگر در ایران برخلاف باقی کشورها، بازیگرها اجازه کارهای تبلیغاتی ندارند، مخصوصا بازیگران خانم.

در کشورهای دیگر بازیگران به راحتی محصولات کشور خودشان را تبلیغ می کنند ولی در ایران این موضوع ممنوع است، چرا؟ این موضوع در زمینه های دیگر هم ریشه کرده است. از نویسندگان خوب استفاده نمی شود! سریال ها و داستان ها همه تکراری شده و مردم به خاطر همین اتفاقات به سمت سریال های ماهواره ای کشیده شده اند.

پاکدل: دائم صحبت از فقر و نداری در کارهای هنری است ولی واقعا این فقر و نداری چقدر واقعیت دارد؟ چون ما که می بینیم یک عده ای همیشه سر کار هستند و مشغول بازی در سریال های مختلف هستند، آن هم بدون وقفه و استراحت! خُب حالا شما در نظر بگیرید، داستان های تکراری با بازیگران تکراری می شود هجوم مردم به سمت سریال ماهواره ای!

قریشی: خواهش می کنم از مدیران یا مسئولینی که این مصاحبه را می خوانند به حرف دل ما گوش دهند. ما در این عرصه نویسندگان واقعا مطرحی داریم، پس چرا باید برویم سراغ سریال های خارجی و کپی برداری کنیم که تا مدت ها مورد تمسخر هم واقع شویم.

این که نویسندگان ما دیگر دست به قلم نیستند به خاطر ترس از ممیزی های بیش از حد است. به نوعی همه در این عرصه دچار خودسانسوری شده اند و این بدترین آسیبی است که یک هنرمند می تواند به خودش بزند! بارها دیده و شنیده ام که می گویند لیست بازیگران فلان فیلم یا سریال در یک دورهمی بسته شده است ولی خدا را شکر ما اینگونه آدمی نیستیم چون استاد بزرگی داشتیم.

آقای سهیلی زاده پدرانه با ما کار کردند و مسیرهای درست را به ما نشان دادند. یکسری کارها از نظر یکسری از بازیگرها، چه دختر چه پسر، بد نیست ولی برای ما اینگونه نیست چون اینگونه تربیت نشده ایم یا این که عزیزانی هستند برای این که نقش شان در فیلم از ۵ سکانس به ۱۵ سکانس برسد پول خرج می کنند.

همین مسائل باعث شده که حاشیه ها و شایعات این حرفه هر روز بیشتر و بیشتر شود. به نظر من بازیگری شغل مقدسی است، سینما و تلویزیون مقدس است. وظیفه من به عنوان بازیگر این است که با نقشی که بازی می کنم به جوان هایمان چیزی را بیاموزیم. ما هنوز در این عرصه مشغول یادگیری هستیم. بالشخصه همین جا اعلام می کنم که حاضرم بدون دستمزد فیلمی را بازی کنم که از نظر فیلمنامه، ساختار و رنگ و لعاب با سریال های ماهواره ای رقابت کند تا کسی سریال ماهواره ای را ترجیح ندهد.

متاسفانه مردم آنقدر که تمایل به دیدن سریال های ماهواره ای دارند تمایلی به دیدن سریال های خودمان ندارند. چرا بابت سریال هایی که ساخته می شود از مردم نظرسنجی نمی شود؟ چرا از مردم نظرسنجی نمی شود که چه سریالی را بیشتر می پسندند و بعد سراغ ساخت آن سریال برویم؟ چرا باید جوان یا نوجوان ما سریالی را ببیند که با عرف و فرهنگ و دین ما همخوانی ندارد؟ این وظیفه ماست که کاری کنیم که مخاطب دوباره به سینما و تلویزیون خودمان برگردد.

 

پاکدل: جوان و نوجوان ما به راحتی از نظر پوشش و ظاهر از سریال ها و فیلم های آن سوی آب ها الگوبرداری می کند و بعد به او خرده می گیریم! چرا خودمان نباید کاری کنیم که الگوسازی کنیم و او از ما الگوبرداری کند. اتفاقا سینما و تلویزیون آنقدر رسانه های قدرتمندی هستند که به راحتی می شود با آنها فرهنگسازی کرد ولی این کار نیاز به مدیریت صحیح و اصولی دارد و حمایت از هنرمندان باید وجود داشته باشد تا این اتفاق رخ دهد.

 

 

پاسخی بگذارید

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

مطالب طنز و سرگرمی

استاتوس ها